تولیدکنندگان آلومینای سفید ذوبشده چگونه باید با افزایش هزینههای انرژی کنار بیایند؟
اخیراً، با چند نفر از دوستانم در ... چت کردم.آلومینای ذوب شده سفید کسب و کار، و همه آنها شکایت داشتند: "قیمت برق و گاز طبیعی سر به فلک میکشد و هزینهها تقریباً غیرقابل تحمل است!" این کاملاً درست است. آلومینای سفید ذوب شده، رک و پوست کنده، "مصرف کننده برق" و "مصرف کننده گاز" است - دمای ذوب اغلب از 2000 درجه سانتیگراد فراتر میرود و با افزایش قیمت برق، حاشیه سود به طور قابل توجهی کاهش مییابد. این فقط یک سردرد برای تولیدکنندگان داخلی نیست؛ همتایان جهانی آنها نیز از این وضعیت ابراز تاسف میکنند. اما زندگی ادامه دارد و کسب و کار باید ادامه یابد. در مواجهه با این موج افزایش هزینههای انرژی، تولیدکنندگان آلومینای سفید ذوب شده چگونه باید واکنش نشان دهند؟ امروز، ما این موضوع را به تفصیل بررسی خواهیم کرد.
۱. چرا افزایش قیمت انرژی چنین تأثیر قابل توجهی بر صنعت آلومینای سفید ذوب شده دارد؟
ابتدا باید بفهمیم که چرا تولید آلومینای سفید ذوبشده بسیار انرژیبر است. این فرآیند عمدتاً از کوره قوس الکتریکی برای ذوب مواد اولیه مانند بوکسیت و کک و تصفیه آنها از طریق واکنشهای شیمیایی در دمای بالا استفاده میکند. در این فرآیند، برق عامل اصلی است - مصرف برق برای یک تن محصول میتواند به بیش از 2000 کیلووات ساعت برسد و هزینههای برق میتواند 30 تا 40 درصد از هزینههای تولید را تشکیل دهد. در برخی مناطق، گاز طبیعی نیز به عنوان منبع انرژی مکمل استفاده میشود. نوسانات قیمت گاز باعث میشود هزینهها به طور قابل توجهی نوسان داشته باشند.
به طور خلاصه، وابستگی این صنعت به انرژی مانند وابستگی ماهی به آب است. از سال گذشته تا امسال، قیمت برق صنعتی داخلی عموماً چند سنت افزایش یافته است و قیمت گاز طبیعی نیز بیثبات بوده است و بسیاری از کارخانههای کوچک را مستقیماً به مرز سودآوری رسانده است. یکی از رؤسا به شوخی گفت: «شروع تولید در حال حاضر مانند قمار با زندگی من است؛ افزایش یک سنت در قیمت برق به این معنی است که من باید شبها نصف پاکت سیگار بیشتر بکشم.»
دوم. رویکردهای هوشمندانهتر از سختی: سه استراتژی کلیدی برای تولیدکنندگان سنگ سنباده سفید
استراتژی اول: تمرکز بر بهرهوری انرژی در تجهیزات و فناوری
احتمالاً این ضربالمثل را شنیدهاید که میگوید: «هر چه پسانداز کنید، همان را به دست میآورید.» بسیاریکورندوم سفید تولیدکنندگان اکنون به شدت بر ارتقاء تجهیزات تمرکز میکنند. به عنوان مثال، جایگزینی کورههای قوس الکتریکی قدیمی با کورههای کنترلشده هوشمند، همراه با سیستمهای خنککننده آب حلقه بسته، میتواند مصرف انرژی را بیش از 10٪ کاهش دهد. یک کارخانه در استان شاندونگ سال گذشته بیش از 3 میلیون یوان برای ارتقاء کورههای خود سرمایهگذاری کرد. اگرچه این کار دردناک بود، اما صرفهجویی در هزینههای برق سالانه نزدیک به 1 میلیون یوان بود و مالک اکنون به همه افتخار میکند که "این پول به خوبی خرج شده است".
کارخانههای دیگر در حال اجرای بازیابی گرمای تلفشده هستند - گاز خروجی با دمای بالا از کورهها که قبلاً هدر میرفت، اکنون برای پیشگرمایش مواد اولیه یا تأمین گرمایش استفاده میشود و اساساً «گرمای تلفشده را به گنج تبدیل میکند». یک شرکت در استان هنان با استفاده از این سیستم سالانه 20 درصد در مصرف گاز طبیعی خود صرفهجویی کرده است. اگرچه سرمایهگذاری اولیه بیشتر است، اما میتوان آن را در دو یا سه سال جبران کرد و این امر در درازمدت آن را کاملاً ارزشمند میکند.
دومین استراتژی کلیدی: «حذف مازاد» از فرآیند تولید
بهینهسازی فرآیند ممکن است انتزاعی به نظر برسد، اما واقعاً سودآور است. برای مثال، کنترل دقیق نسبت تغذیه و زمان ذوب، مصرف انرژی ناکارآمد را کاهش میدهد؛ یا زمانبندی فرآیندهای پرمصرف انرژی در ساعات غیر اوج مصرف برق در شب. یک کارخانه در استان ژجیانگ محاسبه کرد که صرفاً تنظیم زمانهای عملیاتی، سالانه 15 درصد در هزینههای برق آنها صرفهجویی میکند.
مدیریت همچنین باید دقیق باشد. در برخی کارگاهها، چراغها بدون مراقبت روشن میماندند و ماشینها بیهدف کار میکردند. اکنون، کنتورهای هوشمند نصب شدهاند که مصرف انرژی را به عملکرد تیمی مرتبط میکنند و کارمندان اکنون قرائت کنتورهای خود را رصد میکنند. یک مدیر تولید به من گفت: «در گذشته، فریاد زدن با صدای بلند در مورد صرفهجویی در مصرف برق، کمتر از یک نقطه داده واحد مؤثر بود.»
استراتژی سوم: راههای جدید را کشف کنید، فقط به «کسب و کار قدیمی» نچسبید.
وقتی نمیتوان هزینههای انرژی را کاهش داد، رویکردهای جایگزین را در نظر بگیرید. به عنوان مثال، ساختار محصول را تنظیم کنید، محصولات با ارزش افزوده بالاتر تولید کنید - پودرهای میکرونی، مواد نسوز ویژه و غیره. اگرچه این موارد فرآیندهای پیچیدهتری دارند، اما حاشیه سود بالاتری ارائه میدهند و نسبت به هزینههای انرژی حساسیت کمتری دارند.
علاوه بر این، فقط روی تولید تمرکز نکنید. برخی از تولیدکنندگان در حال گسترش به بخشهای بالادستی و پاییندستی زنجیره صنعت هستند. به عنوان مثال، آنها در نیروگاههای فتوولتائیک سرمایهگذاری میکنند تا نوسانات قیمت برق را از طریق برق سبز کاهش دهند؛ یا قراردادهای بلندمدت انرژی را با تامینکنندگان تضمین میکنند تا از نوسانات شدید قیمت بازار جلوگیری کنند. برخی از کارخانهها حتی پسماندها و مواد زائد را بازیافت میکنند و آنها را به محصولات مشتق شده برای درآمد اضافی تبدیل میکنند.
III. آیا کافی است که شرکتها صرفاً به خودشان متکی باشند؟ سیاستگذاری و همکاری نیز بسیار مهم هستند.
صادقانه بگویم، تنها اقدام کردن برای مقابله با بحران انرژی قطعاً کافی نیست. در حال حاضر، دولت یارانههایی را برای تحول سبز به شرکتهای پرمصرف انرژی ارائه میدهد. به عنوان مثال، پروژههای نوسازی صرفهجویی در انرژی میتوانند برای وامهای کمبهره درخواست دهند و پروژههای فتوولتائیک از قیمتهای ترجیحی برق بهرهمند میشوند. صاحبان مشاغل آیندهنگر از قبل لابیگری برای سیاستها را آغاز کردهاند؛ «درک قوانین نیز یک مزیت رقابتی است.»
همکاری در صنعت نیز مهم است. برای مثال، چندین کارخانه که به طور مشترک گاز طبیعی خریداری میکنند، قدرت چانهزنی خود را افزایش میدهند؛ یا به اشتراک گذاشتن دستاوردهای فناوری از تحقیق و توسعه اضافی و هدر رفتن منابع جلوگیری میکند. رقابت در صنعت ما شدید است، اما وقتی با یک «مشکل مشترک» مانند انرژی مواجه میشویم، همکاری مؤثرتر از درگیریهای داخلی است.
IV. راه آینده: کوراندوم سفید باید به "کوراندوم سبز" تبدیل شود
افزایش هزینههای انرژی یک فشار کوتاهمدت است، اما در درازمدت، صنعت را مجبور به تحول میکند.کورندوم سفید شرکتهایی که در آینده زنده خواهند ماند، آنهایی خواهند بود که «صرفهجویی در مصرف انرژی» را در DNA خود دارند. هوشمندسازی و کاهش کربنسازی فقط شعار نیستند، بلکه آستانههای بقا هستند. شاید در عرض چند سال، «کرندوم سفید بدون کربن» به یک ارز مطمئن برای صادرات تبدیل شود.
در نهایت، این آزمون بزرگ انرژی، قدرت و چشمانداز داخلی یک شرکت را بررسی میکند. کسانی که فقط شکایت میکنند و از تغییر امتناع میورزند، احتمالاً حذف خواهند شد؛ در حالی که کسانی که به طور فعال ارتقا مییابند و با انعطافپذیری پاسخ میدهند، مسیر جدیدی را ایجاد خواهند کرد.
پس از همه این بحثها، پیام اصلی این است: افزایش هزینههای انرژی، چالشی برای تولیدکنندگان آلومینای سفید ذوبشده ایجاد میکند، اما در عین حال فرصتی برای تحول نیز هست. از تجهیزات گرفته تا مدیریت، از فناوری گرفته تا استراتژی، هر مرحله را میتوان برای افزایش بهرهوری بهینه کرد. به یاد داشته باشید، حتی یک گنجشک کور هم از گرسنگی نمیمیرد؛ تا زمانی که مایل به استفاده از مغز خود باشید و تلاش کنید، همیشه میتوانید راهی برای خروج پیدا کنید. گذشته از همه اینها، ما سالهاست که در این صنعت هستیم، چه طوفانهایی را که از سر نگذراندهایم؟ این بار هم فرقی ندارد؛ اگر از آن عبور کنیم، دنیای کاملاً جدیدی در انتظار ماست!
